دانلود کتاب کتاب بدشانسی با پسران بد را خریداری و بارگیری کنید

[ad_1]

ایده عشق استلا خبیث و ماجراجویانه است و آدمهای بد او را آزار می دهند. بچه های خوب اصلا او را هیجان زده نمی کنند. متأسفانه مردان منتخب وی در مضیقه هستند. او با یک خانم وکیل شغلی پیدا می کند که به او راهی می دهد تا خودش دنبال کند – با کار به عنوان یک ستاره پورنو ، می تواند همه پسرهای بد را که می خواهد بدون اینکه آینده خود را به انتخاب های بد گره بزند ، بدست آورد. و این یک ماجراجویی خواهد بود. mary خلاصه PG early اوایل روز دوشنبه به دفتر رفتم. قرار است رسیدن به کار درمانی باشد. ذهن شما را از مشکلات دور می کند. در این حالت ، این راهی برای فرار از احساسات بد صبحگاهی نیز بود. با وجود تمام تلاش های من ، تریش افسرده از خواب بیدار شد. البته دنیای او وارونه شد. گرگ شوالیه سفید ساعتها را با مودیان ، دادستانها و امثال آنها گذراند. سام بدون ضمانت در زندان بود ، زیرا نشان داد که در خطر فرار است. برای من آنقدرها سخت نبود. من قبلاً این را داشته ام و من و سام نامزد نیستیم. این موارد تفاوت ایجاد کرد. هنوز هم من پایین بودم. در حالی که داشتم لباس می پوشیدم و به دفتر گفتم سام با من تماس گرفت. صدای او وحشتناک بود. من فکر می کنم شما مشکلات بزرگتری نسبت به آن ماشین دارید. وی گفت: “هیچ مشكل بزرگتری وجود ندارد.” ولی اهمیتی نداره. در حالی که گرگ به دادستان ها کمک می کند ، من مدتی از اینجا دور نمی شوم. به خودت لطف کن مرا فراموش کن و زندگی کن. “گفتن این کار راحت تر از انجام آن بود. کلمات من را متحیر کرد زیرا انعکاس قابل توجهی از آنچه دوست پسر من در فروش مواد مخدر گفته بود داشت. پانزده سال طول کشید.” تریشا اصرار داشت: “این فقط یک بدشانسی بود.” نه حتی به خاطر اینکه آنها کار بدی برای شما انجام داده اند. در آنها. “” “هنوز هم ، این شاخص امیدوار کننده ای از توانایی من در انتخاب یک مرد دوست داشتنی ابدی نیست ،” گفتم. “او خندید.” “تو هرگز برای همیشه مهم نبودی. شما اینجا و اکنون یک دختر مهربان هستید. “درست است ، اما امیدوارم اینجا و اکنون کمی بیشتر طول بکشد. شاید شما با پسرهای بد بدشانسی بیاورید. سپس او آهی کشید. البته اجتناب از آن سخت است. پسران بد همان چیزی هستند که شما واقعاً می خواهید. به نظر نمی رسد شوهر می خواهم. “این مرا متوقف کرد. این به قلب عدم اطمینان خودم رسید. من این کار را نمی کنم ، درست است؟ کدام یک این سوال را ایجاد می کند که من چه می خواهم؟ “شما می خواهید اوقات خوبی داشته باشید. ماجراجویی می خواهید. اما ماجراجویی خطرناک است و شامل پسرانی می شود که ریسک کنند. بنابراین من بیشتر به دنبال یک رابطه طولانی مدت هستم.” او خیلی درست بود. “شما واقعاً لذت خود را تمام نمی کنید. این کوارتت تا حدودی نظر شما بود.” “بنابراین من یک دندان شیرین دارم.” “هیچ کس همیشه ثابت نیست.” من با این کار در ذهنم کار کردم. لیستی از کارهای معمول بود که باید انجام شود. در حالی که به دفتر می رفتم ، ایستادم تا خشک مارتین را بدست آورم ، و وقتی آمدم و پست صوتی را بررسی کردم ، دو قرار را اشتباه گرفتم و نامه ای نوشتم تا از ماشین اجاره ای شلخته ای که مارتین در آخرین سفر خود اجاره کرده بود ، شکایت کنم. ساحل دریا. مارتین به موقع رسید و شروع به برقراری تماس ، گپ زدن با مشتریان و طبق معمول کرد. بیشتر آن هفته صرف شکار چنین چیزهایی شد. مارتین اجازه داده بود که بسیاری از چیزها بلغزانند و اکنون مسئولیت رسیدگی به آن با من بود. من دوست داشتم در دفتر کار باشم. من و مارتین حال خوبی داشتیم. من او را فردی جذاب دیدم. او اعتماد به نفس داشت … او نگرش مطمئنی را داشت که شما می خواهید یک وکیل داشته باشد و من فکر کردم که این باعث جنسی او شده است.

[ad_2]

منبع