دانلود کتاب پیوستن

[ad_1]

فقط یک جنگجوی واقعی می تواند زیبایی با شکوه گل سرسبد ناوگان دشمن را بداند. ژنرال مادا ، که در کابین خلبان یک جنگجوی فضایی یک نفره نشسته بود ، فکر می کرد یک جنگجو مثل من. کشتی آکاکی با برتری بیش از سایر کشتی های بزرگ دیگر کهکشان ، یک اثر هنری بود. لایه ای از طلای گالوانیزه بدن بیضی شکل نازک و کشیده آن را پوشانده است. دو موتور جانبی کشتی ، وسیله نقلیه را به جلو سوق داده و مشعل آبی روشن را در پشت آن شلیک کردند. علاوه بر این ، او دقیقاً نمی دانست توانایی هایش تا چه حد است ، اما شک نداشت که کشتی دشمن به راحتی می تواند یک سیاره کوچک را نابود کند. سفینه فضایی جلوی او کوچک به نظر می رسید. در یک صفحه واقعیت مجازی در کابین خلبان Maada ، فرمانده ناوگان آکاکی گفت: “ژنرال ، این بی فایده است. به اندازه نیروی دریایی ما نگاه کنید و قدرت آتش سفینه های فضایی ما را تصور کنید. در ناوگان شما فقط سفینه های پرپیچ و خم وجود دارد. شما هیچ شانسی در برابر ما ندارید کشتی کوچک خود را برگردانید و به خانه بروید ، ما مهربان خواهیم بود ، شما را رها خواهیم کرد. من به شما اطمینان می دهم که حمله به خاک ما به معنای خودکشی است. “ژنرال غر زد ،” تو زیاد حرف می زنی ، “او گفت. فرمانده آکاکی حق داشت. فناوری آنها سالهای نوری جلوتر از Xortaags بود. کشتی های آنها نه تنها بسیار بزرگتر بودند ، بلکه دارای سلاح های بسیار قدرتمندتر و زره های سنگین تری نیز بودند. این کشتی طلایی احتمالاً بیش از کل ناوگان Xortaag دارای قدرت شلیک است. وضعیت ماادا ناامید کننده به نظر می رسید. او دقیقاً همان چیزی است که او می خواست به نظر برسد. شما علاوه بر این فکر می کنید ، شما اشکالات ناخوشایند نمی دانید با چه کسانی سروکار دارید. او وارد نبرد شد ، رعد و برق لیزری از سلاح های جنگجوی فضایی به وجود آمد.

[ad_2]

منبع