دانلود کتاب سگ چشم عسلی: روما

[ad_1]

او به ترن نگاه كرد ، كه پاهايش بر روي دماغ شيخ-خاکستري نقره اي رگه دار زنگ زده ، متورم شده از طوفان هاي شب متورم شده بود كه آب گل آلود را به درون دره مي برد. او فکر کرد که این ممکن است یک سفر قارچ در چند روز باشد. نقش برجسته وی در برابر آسمان رانده شده توسط باد جنوبی ایستاده بود و نگاهش با انعکاس نرم عسل سونن به آرامی از وسط بیابان گراند کاوز در آن طرف تنگه ها عبور کرد. او هوا را به قسمت فوقانی ریه های خود کشید و بوهای شناخته شده ای یافت. آنها بخشی از شب را رانندگی کرده بودند و به محض تخلیه چمدان ها ، او برای پناه بردن به آنجا آمده بود که برای جلوگیری از تمسخر ساکنان شهر که نمی توانستند ارادت او به این مکان وحشی را درک کنند ، به آنجا آمده بود. او هرگز نباید آنها را به آنجا می آورد ، تا منبع خاطراتش! اما او چه چیزی از او گرفته بود؟ درباره نویسنده آن بارتل داستان نویس و داستان نویس است. وی در نیمس به دنیا آمد. این خوانندگان را مجذوب داستانهای جذابی می کند که در آن شخصیت های خیالی و واقعی با یکدیگر در هم می آمیزند و همیشه به واقعیت تاریخی وفادار می مانند. نوشتاری شفاف و واضح ، طرح و فضایی سرزنده و موزون. نویسنده اکنون در نزدیکی تولون زندگی می کند.

[ad_2]

منبع