دانلود کتاب بن هور: داستان مسیح

[ad_1]

و با آخرین کلمه از ورودی ناپدید می شوند. اگرچه آنها ساکت بودند ، اما زره پوش و محکم سربازان رومی را برای آنها پخش می کردند. بعد از ازدحام جمعیت ، یهودی شانه ای بدون لبه و گرد بر تن می کند که عبای قهوه ای درشتی بر تن دارد. حصیری از موهای بلند و شانه نشده روی چشم و صورت و زیر پشتش آویزان است. او تنهاست کسانی که با او روبرو می شوند ، اگر بدتر نباشند ، می خندند. زیرا او ناصری است ، فرقه ای كه كتابهای موسی را رد می كرد ، خود را وقف سوگندهای ناپسند می كرد و هنگام نذر كردن به مقام والایی می رسید. هنگامی که او چهره بازنشسته خود را تماشا می کند ، ناگهان هیاهویی در میان جمعیت ایجاد می شود ، او با تعجب های تعجب برانگیز سریع و چپ و راست را ترک می کند. پس چرا می آید – مردی با شخصیت و لباس عبری. پارچه کتانی سفید برفی آزادانه از روی شانه های او جاری می شود ، که توسط طناب های ابریشم زرد روی سر او گرفته شده است. روپوش او بسیار گلدوزی شده است ، ارسی قرمز با حاشیه های طلا چندین بار دور کمرش پیچیده است. رفتار او آرام است. او حتی به کسانی که با عجله جای او را باز کرده اند لبخند می زند. آیا او جذامی است؟ نه ، او فقط یک سامری است. هنگامی که از جمعیت در حال کاهش بود ، می گفتند او یک خدای نیمه – یک آشوری است – و لباس او تا لمس کثیف است. در نتیجه ، یک اسرائیلی می میرد اما ممکن است زندگی را نپذیرد. در واقع این یک دشمنی نیست. هنگامی که داوود تاج و تخت خود را در کوه صهیون فقط با یهودا مستقر کرد ، ده قبیله خود را به شیخم انداختند ، بسیار قدیمی تر و بی نظیر در یادگارهای مقدس آن زمان. آخرین اتحادیه قبایل اختلاف را حل نکرد ، بنابراین شروع شد. سامری ها چادرهای خود را در گریزیم بغل کردند و ضمن حفظ حرمت عالی خود ، به پزشکان عصبانی در اورشلیم خندیدند. زمان نفرت را آرام نکرده است. در زمان هیرودیسم ، بازگشت به ایمان برای همه جهان به جز سامری ها آزاد بود. آنها به طور کامل و برای همیشه از ارتباط با یهودیان کنار گذاشته شدند. وقتی سامری به زیر طاق در وارد می شود ، او …

[ad_2]

منبع